پروفایل نویسنده

آرشیو مطالب

کلیه مطالب این وبلاگ

طراح قالب : آی تم



.::.شاعرانگی هایم.::.

قلم برداشتم شاید کمی دیگر

غزل گفتم برای آدمی دیگر

 

تو رفتی تا ابد ویرانه ام کردی

و از من ساختی حتی بَمی دیگر

 

عذابم میدهد تکرار ابیاتم

عذابم میدهد اما غمی دیگر ...

 

که از وقتی پدر داغ تو را فهمید

قدش خم شد، خمی دیگر ، خمی دیگر

 

من از سمت زمین هرروز میبارم 

تو نازل میشوی از عالمی دیگر

 

و باران هدیه ای خوب است میدانم

نمیخواهی برایم ماتمی دیگر

سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393 18:28 |- میم . عین -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________
فرقی ندارد اینکه شعرم را نمیخوانی
وقتی که معنای نبودن را نمیدانی


اصلا تمامِ شعرهایم را نمیخواهم
دیگر چه فرقی میکند شبهای بارانی


این روزها حال و هوایم مثلِ تهرانست
وضعیّتِ آلوده ی در مرزِ بحرانی


هرچند اینجایی و آنجا، سخت مشغولی

بازیچه ی بازیِّ آدمها چه ارزانی!


لبخندهای تازه ات زهریست در جانم
رویا نمیبینم تورا هذیانِ هذیانی


تعبیرِ فالِ قهوه هایم! سهمِ من بودی
حالا ولی تعبیرِ خوبِ هرچه فنجانی


مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن
این بیتهای بی کسی را هم تو پایانی
:::در 5/آذر/92 سروده ام:::

شنبه هفتم دی 1392 16:29 |- میم . عین -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________
aytem.cf